احمد مجد الاسلام كرمانى
507
سفرنامه كلات ( فارسى )
طورى رفتار كرد كه بحسن كفايت و لياقت ذاتى سير كرده و فرمانده يكدسته سوار شده و در مدافعه كه مكرر با تراكمه اتفاق ميافتاد ، كمال رشادت را ظاهر ساخت ، تا در ظرف چند سال خدمت بمنصب « مينباشى » گرى يعنى سرتيپى نائل آمد و تا سن سى سالگى در همين مقام باقى ماند ، آثار رشادت و شجاعت و عزم متين از او ديده ميشد و با آنكه هميشه خيالات عاليه داشت ولى آرزوهاى خود را از همگنان مستور ميداشت و چنين وانمود ميكرد كه به همين مقام كه دارد راضى است و نميخواست حسد آنها را به طرف خود جلب نمايد ولى با زيردستان خود با نهايت رأفت سلوك ميكرد ، تا در سنه 1720 مسيحى مطابق 1133 هجرى غفلتا دوازده هزار از تركمانان به خاك خراسان داخل شده ، بناى قتل و غارت گذاشتند ، حكومت خراسان در آنوقت زياده از چهار هزار سواره و دو هزار پياده قشون حاضر ركاب نداشت و اين اندازه را كافى نميدانست ، كه بمقابل تركمانان بفرستد ، لهذا تمام صاحبمنصبان را در حضور خود احضار نمود و بناى مشورت گذاشت و به آنها گفت : « اگر فورا جلو تركمانان بسته نشود تمام خاك خراسانرا برحسب عادت خراب و تاراج خواهند كرد مرد و زن و اطفال را باسيرى مىبرند و اموال اهالى را با التمام غارت خواهند كرد و من و شما با التمام در حضور پادشاه مقصر خواهيم شد و سرهاى ما را خواهد بريد » . صاحبمنصبان جواب دادند كه با اين عده قشون غير كافى ابدا جايز نيست بمقابل تركمانان برويم چرا كه هرگز اميد ظفر نداريم و يقين است كه تمام آنها را بكشتن ميدهيم و در نزد پادشاه هم مقصر خواهيم بود كه چرا اينهمه قشون دولتى را بكشتن دادهايم والى خراسان كه آنها را مضطرب ديد گفت : « من خودم با همين عده قشون حاضر بجنگ تراكمه ميروم و اگر هم كشته شوم بهتر از اين است كه در اينجا نشسته تماشا كنم كه مملكت بدست تراكمه خراب شود و ملت را اسير كنند » .